بنفشه‌ های باغچه من

مـی خـواهــم در زنـدگــــــی نـه گـل بـاشـم کـه اسـیــــر خــاک شــوم.... نـه بـاران باشـم کـه بـر خــاک بــیــفتـم..... می خواهم خــاک باشم تا از مـــن گــل بروید و بـاران بر مـــن ببـــارد.

درباره من
مریـــم
خدایا!! قلک بغضهایم را بشکنم ،باز... ناز تو را خواهم خرید و یک بسته مداد رنگی و با هر رنگش باز … ناز تو را خواهم کشید....... ****************************** مریم هستم. 42 ساله. دو تا دختر دارم. **************************** به وبلاگ من خوش آمدید. **************************** ممنون از دوستان نازنین و بازدید کنندگان عزیزی که برام نظر می نویسند و منو از نوشته های ارزنده خود بهره مند میکنند. شرمنده ام که گاهی به علت مشغله فراوان در محل کار و منزل فرصت نمی کنم به موقع پاسخ نظرات شما عزیزان را بنویسم. اما در اولین فرصت فراغت حتما به نظرات دوستان عزیزم جواب خواهم داد. ************************* ممنون از نگاه قشنگ و حضور سبزتون
نویسندگان
برگه ها
نویسنده: مریـــم
تاریخ: ۱۳٩٢/٦/٢٠

به ندرت پیش اومده که در زندگیم حسادت بورزم.شاید به تعداد انگشتان دست نرسه. اما تجربه این حس گاهی بد نیست. امروز  3 تا SMS  از سه دوست نازنین  با یک مضمون دریافت کردم. متن هر سه این بود: از کنار بارگاه ملکوتی امام هشتم (ع) نایب الزیاره و دعاگوی شما هستم.

هر سه پیام را پاسخ دادم، التماس دعا گفتم، ابراز امیدواری کردم که به این عزیزان خوش بگذرد و آرزو کردم  در پناه خدا به سلامت باشند و سفر بی خطری داشته باشند.  اما نمی دانم احساسی که در درونم بوجود آمد اسمش را حسادت بگذارم یا غبطه یا  چیز دیگری . بیشتر از 5 سال است که به پابوس امام رضا(ع)  نرفته ام و از نزدیک عرض ادب نکرده ام. در دلم گفتم خوش به سعادت همه اونایی که الان در حرمش نفس می کشند.

وای که چقدر دلم میخواست آن لحظه منم مشهدالرضا بودم ، غسل طهارت و زیارت می کردم. پاکترین لباس را می پوشیدم و  آهسته در آن قطعه از بهشت قدم می زدم،  اذن دخول می خواندم، به احترام دست بر سینه می گذاشتم و سرم را  به نشانه ادب و شرمساری پایین می انداختم و بر حضرتش درود و سلام می دادم... انگشتانم را به حلقه های ضریحش گره می زدم و از او گره گشایی طلب می کردم. بند بند دلم را  به پنجره فولاد می بستم و با اشکِ غریبی از او شفای دل می خواستم...

مولای من خودت  میدانی مدتهاست دلم هوای حرمت را کرده.تورا  به کبوتران صحن نورانی و با صفایت  قسم میدهم این بنده روسیاه و خجل را هم دعوت کن. یا ضامن آهو مرا دریاب

کاخ همه شاهان جهان را که بگردی

دربار کسی، پنجــــره فــــولاد ندارد...

السلام علیک یا شاه اقلیم توس

چهارشنبه - 20/6/92 - مریم 

 

 


ابزارک های وبلاگ
قالب وبلاگ

RSS

کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک