نامه ای برای مریم

                 

سلام مریم

مدتها بود برایت نامه ننوشته بودم... اما مثل همیشه از حال و احوالت با خبرم

میدانم با خودت چه قول و قرارهایی گذاشته ای

میدانم با خدای خودت چه عهد و پیمانی بسته ای

میدانم این روزها و هفته های اخیر در دلت چه گذشت و چقدر سبک و آزاد شده ای

گفتی که انگار در خلا ایستاده ای... نه روی زمینی نه روی هوا

گفتی به لطف خدا قدمی  "نو"  به وادی خودشناسی و معرفت گذاشته ای  

گفتی که میخواهی هفت شهر عشق را بگذرانی تا به آرزوهای زمینی و آسمانیت برسی

فراموش نکرده ای که!!!

میدانم  راه خیلی سختیست ... میدانم  درد بسیار  دارد ... میدانم رنج و مرارت سنگینیست

نگران نباش ... یادت باشد خدای مهربان و بخشنده هر لحظه همراه توست...

حال خود را تغییر بده ... بدان که داستان زندگی تو با عشق زیباست...

آرام باش چرا که معجزه در انتظار توست...

اما از امروز ...

از امروز یک فرصت تازه و ناب در اختیار توست

خدارو شکر کن که بار دیگر به میهمانی خدا دعوت شده ای  

خدارو شکر کن که بار دیگر  فرصتی مهیا شد تا روح و دلت را صیقل دهی

خدارو شکر کن که بار دیگر می توانی دلت را با آب توبه شستشو دهی  تا وجودت  همچون آینه گردیده و  نور حق بر آن بتابد

یادت باشد اگر در این بهار قرآن ‹بهاری› نشوی همه ی  سال سرد و پاییزی خواهی بود

یادت باشد می توانی با قطره اشک زلال خود در مناجات نیمه های شب و بیداری سحرهایت انبوه آتشی را خاموش کنی

یادت باشد در شب های قدر این ماه می توانی دفترچه بیمه زندگیت را مهر تمدید اعتبار بزنی 

از امروز درهای رحمت باز  و درهای عذاب بسته می شود

از امروز فرشتگان به نزدیکترین مدار زمین می رسند

از امروز همه کارهای تو می توانند لباس تسبیح و عبادت بپوشند  

پس حواست را خوب جمع کن... مبادا غفلت کنی... باید از لحظه لحظه این ماه استفاده کنی... باید از روز و شبش بهره بگیری ...

باید قدر شب های ‹قدرش› را بدانی ... که اگر قدر بدانی هر شب  این ماه؛  شبِ قدر است...

حواست را خوب جمع کن تا با توکل و خلوص و بندگی بتوانی کارنامه قبولی بگیری

سلامِ تو براین  ماه شریف؛
                              ماه استغفار؛  ماه آمرزش ؛ ماه  هدایت و سعادت ؛ ماه فضیلت و عنایت

سلامِ تو بر ماه نزول  قرآن و روح و ملائکه

و سلامِ تو  بر "تو"

 

مریم - 8 تیرماه 1393

برابر با اول رمضان 1435

التماس دعا از همه دوستان و عزیزان دارم.

من نیز به یاد همه یاران خوبم هستم هر چند که تهی دستم...

/ 14 نظر / 44 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

سلام گل مریمم[گل] چه خوشگل نوشتی نفس ..!! کیف کردم

اوای باران

سلام مریم جان[گل] ممنونم از حضورت در وبگاهم[گل][گل][لبخند]

اوای باران

کودکی ها کودکی هایم اتاقی ساده بود قصه ای دور اجاقی ساده بود شب که میشد نقشها جان میگرفت روی سقف ما که طاقی ساده بود میشدم پروانه خوابم می پرید خوابهایم اتفاقی ساده بود زندگی دستی پر از پوجی نبود باری ما جفت و طاقی ساده بود قهر میکردم به شوق آشتی عشقهایم اشتیاقی ساده بود ساده بودن عادتی مشکل نبود سختی نان بود و باقی ساده بود قیصر امین پور

میلاد

[گل] ماه برکت زِ آسمان می آید صوت خوش قرآن و اذان می آید تبریک به مؤمنینِ عاشق پیشه که در رمضان، ماه عسل می آید. التماس دعا

منصوره

[گل]

انسان

[گل]سلام مریم جون ممنون از حضورت در وبم[گل] وبلاگت عالی...التماس دعا[گل]

سپیده

مریم عزیزم روزه نمازت قبول باشه و منو هم لطفا دعا کن [گل]

شاپرک

بـر هــر نفست اشاره دارد رمضان / بر عشق و عطش نظاره دارد رمضان در ظلمت بیکرانه ی شبهامان / دریا دریا ستاره دارد رمضان . . .

فضل الله

سلام . از مطالب زیبای شما بهره مند و خوشحال شدم .[گل]

زهرا

گاهی باید فروریخته شویم برای بنای جدید.... عزیزم مطلبت خیلی قشنگ بود...