دلم تنهاست...

یه وقتایی  بیشتر احساس تنهایی میکنم. مثلا وقتی یکی از دخترا حسابی سرش تو کتاب و درس و امتحان هستش و یکی به خاطر آلودگی هوا تعطیل میشه و انگار هیچ دغدغه ای جز کشیدن نقاشی و تماشای تلویزیون و بازی با عروسک نداره ...جایی نمیشه رفت و تو خونه حبس میشیم...  خب منم که نمی تونم یک سره خودمو با کارای خونه مشغول کنم. اصلا این مدلی نیستم ... لا به لای کارام  چند صفحه روزنامه و مجله میخونم و یه کتابی ورق می زنم یا  پا میشم میام به وبلاگ دوستام سر می زنم. اتفاقا الان  یکی از پستهای وبلاگ دوست قدیمی ام رو میخوندم. برام جالب بود. احساس مشترک بین ما مرا به فکر فرو برد... حس تنهایی! به قول دوستم " نه اینکه کسی دور و بر ما نباشد." نه ! بر عکس! مثلا من که در محل کار و مسیر رفت و برگشت هر روز قبل از طلوع خورشید تا دم دمای غروب بیشتر از 8 - 9 ساعت آدم های جور واجور  اطرافم می بینم  که می تونم با آنها حرف بزنم نباید اینقدر احساس تنهایی کنم. اما این حرف زدن کجا و آن هم صحبتی کجا.  باید اعتراف کنم که فقط صدا می شنوم و حرف و حرف و حرف... بیشتر اوقات حرفهایی که برای من نه جاذبه دارد نه من حوصله شان را. حرفهایی خلوت شکن  و خسته کننده. گاهی مثل  مجری رادیو پشت سره هم و بدون وقفه . بدون اینکه شنونده اش را ببیند. حال شنونده اش را بداند. از حوصله شنونده اش خبر داشته باشد و احوال او را درک کند. گاهی بعد از گذشت چند ساعت فکر میکنم روی مغزم چند کیلو امواج صدا نشسته و روی سرم سنگینی می کنه؛ بعد با خودم میگم کاش این آدمها هم مثل رادیو یه پیچی داشتند تا میشد خاموششان کرد. ساکتشان کرد . صدایشان را کم و زیاد کرد یا موجشان را عوض کرد و روی کانالی که دوست داری بشنوی  میزانش  کرد. ای بابا چه خیالاتی!!!!!!

در هر حال  شاید عجیب باشد ولی واقعیت دارد ... حقیقت دارد یک زن باشی و در جمعی زنانه ساعتها حضور داشته باشی اما نه بتوانی نه بخواهی نه اهلش باشی  در موضوع صحبت شریک شوی و در مکالمه دخیل! و من مدتهاست در این فضا  سکوت می کنم . گاهی لبخندی می زنم  و گاهی  فقط نگاه میکنم و اکثر اوقات سعی میکنم فرار کنم... نه از محیط بلکه از گفتن و شنیدن

حس خوبیست چون من دراین جمع هر روزه با خودم خلوت دارم،خلوتی گاه شیرین گاه بی مزه

بی دلیل  نیست که اغلب  صدای موسیقی رو کم می کنم... بیشتر وقتا گوشمو تیز میکنم... وقت و بی وقت حواسمو جمع میکنم تا  مطمئن بشم برام اس ام اس اومده یا نه... موبایل یا تلفنم زنگ می خوره یا نه... پشت گوشی کسی هست اسممو با عشق صدا کنه یا نه...حالمو بفهمه یا نه ... 

یعنی همدلِ همزبانی هست ... یعنی هم درد و هم کلامی هست که حرفایی که من دلم میخواد حتی برای چند لحظه بگیم  و بشنویم؟؟؟

دست آخر انگار  یه نفر تو گوشم میگه کافیه دیگه

به گوشت شک نکن

به دلت شک کن... دلت تنهاست....

مریم- 5/10/92

عکس متحرک دختر برای موبایل

/ 3 نظر / 8 بازدید
ووو

سلام من از شما ياد گرفتم شاد باشم و مثبت فكر كنم....... شاد باشيد تا ما كه وبلاگ شمارو ميخونيم شاد باشيم[گل] مريم خانم براي من يه كووووووووووووووه انرژيه

پریسا

" تنهایی، شاخه ی درختی ست پشت پنجره ام گاهی لباس برگ میپوشد گاهی لباس برف اما همیشه هست ... ! "