سودای دل

عکس عاشقانه, نقاشی های رمانتیک و عاشقانه انیمیشنی

باز شب آمد و شد اول بیداریها

من و سودای دل و فکر گرفتاریها

شب خیالات و همه روز، تکاپوی حیات

خسته شد جان و تنم زین همه تکراریها

در میان دو عدم، این دو قدم راه چه بود؟

که کشیدیم درین مرحله بس خواریها

دلخوشی‌ها چو سرابم سوی خود بُرد، ولیک

حیف از آن کوشش و طی کردن دشواریها

نوجوانی بهوس رفت و از آن بر جا ماند

تنگی سینه و کم خوابی و بیماریها

سرگذشتی گُنه آلود و، حیاتی مغشوش

خاطراتی سیه از ضبط خطا کاریها

کور سوئی نزد آخر به حیات ابدی

شمع جانم، که فدا شد به وفاداریها... 

/ 21 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيد

سلام [گل][گل][گل]

نرگس

[گل][گل]

منصوره

[گل][قلب]

باران

[گل]

به لحظه های من بیا...

دوست داشته شدن از سوی کسی که دوستش می داری آن حس و حالتی ست که در واژه ی عام  و عادی  "خوشبختی " نمی گنجد ...

امید

سلام بیرنگ تر از باد شدم تا نهراسی وقتی که من واقعی ام را بشناسی ... یا حق

زهرا

عکس و متن فوق العاده بود عزیزم احسنت به انتخابت[گل]

behnam

دگر آن شب است امشب که زپی سحر ندارد*** من و باز این دعا ها که یکی اثر ندارد