تقسیم عشق...

  عکس هایی از لحظات عاشقانه انتظار

 گاه می رویم تا برسیم. کجایش را نمیدانیم. فقط میرویم تا برسیم

بی خبر از آن که همیشه رفتن راه رسیدن نیست.

گاه برای رسیدن باید نرفت.باید ایستاد و نگریست

باید دید. شاید رسیده ای و ادامه دادن فقط دورت می کند

باید ایستاد و نگریست به مسیر طی شده



گاه رسیده ای و نمی دانی

و گاه در ابتدای راهی و گمان می کنی رسیده ای

مهم رسیدن نیست.مهم آغاز است

که گاهی هیچ وقت نمی شود

و گاهی می شود بدون خواست تو



پدرم می گفت تصمیم نگیر.اگر گرفتی شروع را به تاخیر انداختن

نرسیدن است

اما

گاهی آغاز نکردن یک مسیر بهترین راه رسیدن است

گاه حتی لازم است بعد از نمازت فکر کنی و ببینی پشت سر

اعتقادت چه می بینی ترس یا حقیقت؟

گاهی هم درختی، گلی را آب بدهی، حیوانی را نوازش کنی

غذا بدهی ببینی هنوز از طبیعت چیزی در وجودت هست یا نه؟​

 

یا پای کامپیوترت نباشی، گوگل و ایمیل و فلان را بی خیال شوی

با خانواده ات دور هم بنشینید ،

 یا گوش به درد دل رفیقت بدهی

و

ببینی زندگی فقط همین آهن پاره ی برقی است یا نه؟​

  شاید هم بخشی از حقوقت را بدهی به یک انسان محتاج تا ببینی

در تقسیم عشق در نهایت تو برنده ای یا بازنده؟

 

لازم است

گاهی عیسی باشی

ایوب باشی

انسان باشی ببینی می شود یا نه؟

و بالاخره لازمست گاهی از خود بیرون آمده و

از فاصله ای دورتر به خودت بنگری و از خود بپرسی که

سالها سپری شد تا آن شوم که اکنون هستم آیا ارزشش را داشت؟

سپس کم کم یاد میگیری

که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری

باید باغ خودت را پرورش دهی به جای اینکه

منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.​

 یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی

که محکم باشی پای هر خداحافظی

و یاد می گیری که خیلی می ارزی

​زیرا

گاهی پروانه ها هم به اشتباه عاشق میشوند

و به جای شمع ، گرد چراغهای بی احساس خیابان می میرند

                   

                    متن عاشقانه, پروانه ها

 

با سپاس از دوست نازنینم "پریسا" - برای ارسال این متن زیبا

/ 60 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

من خدایی دارم که در این نزدیکیست، نه در آن بالاها مهربان .. خوب .. قشنگ ... او مرا می خواند، او مرا می خواهد، او همه درد مرا میداند ... خیلی قشنگ بود ... مثل همیشه مریم جان [گل][گل][قلب][ماچ]

nazanin

سلام وبت خیلی جالب و قشنگه اگه با تبادل لینک موافقی به وبلاگ منم سر بزن منتظرتم

شاپرک

اعتماد ساختنش سالها طول میکشد ، تخریبش چند ثانیه و ترمیمش تا ابد . . .[لبخند]

شاپرک

از خوبیهای دیگران برای خودت یه دیوار بساز... پس هر وقت بهت بدی کردند یه آجر از دیوار و بردار... انصاف نیست که همه دیوار و خراب کنی... [گل]

منصوره

ممنون از پریسار نازنین [گل]

کلبه شعر

سلام . چه قدر جملات زیبا و انرزژی بخشی بود ...[گل] ممنونم مریم جان

رقیه

گاهي زخمهايي در اعماق وجود آدم هست که هيچ التيامي براي آنها وجود ندارد... زخمهايي عميق که بدنه وجودت را به لرزه مي‌افکنند... شايد در همه لحظات از آنها يادي نکني... ولي آنها هستند... هميشه هستند... و تنها تلنگري کافي است تا زخمهايت سربازکنند... و تمام خاطرات تلخ و جانکاهت در قالب مرواريد اشکهايت چون خونابه‌اي از زخمي دردناک جاري گردند... و تو با هيچ قدرتي نمي‌تواني جلوي قليان آنها را بگيري مي‌آيند و مي‌آيند و ناگاه به خلسه‌اي عميق مي‌روي ساکت و خاموش خيره مي‌شوي و سکوتي سنگين و دردآور تو را فرامي‌گيرد بغضي دردناک گلويت را مي‌فشارد و به سختي آن را فرومي‌خوري ديگر نمي خواهي به هيچ‌کدام آنها فکر کني و آنگاه ... فقط خدا را شکر مي‌کني که از ابتدا بوده و هست و همه چيز را مي‌داند و تمامي احساست را درک مي‌کند. خدايا ممنونم که هستي

انسان

[خجالت]وای مریم جون ببخشید دیر اومدم[گل] نوشته ها وعکسهاتون جالبه[گل]