بوسه های اشک ...

نامه ات را خواندم

         و دلم خط خط شد

                          ون در آن نامه تو

                                   خاطرات پر پر شد

نامه ات را خواندم

           چشم من ابری گشت

                      تا خروس خوان سحر

                                         ابر بارانی گشت

نامه ات را خواندم

            خط اول با درود

                       بعد آن اشک منو

                                         و در آخر بدرود

خیلی حس قشنگیه وقتی انتظار نداری  به یک باره نامه ای از عزیزی به دستت می رسه و با شوق و ذوق بازش میکنی و با ولع و هیجان می خونی

بار اول اینقدر  با عجله و روزنامه ای میخونی که میخوای زودتر بدونی تا آخر چی نوشته ... بار دوم آروم تر میخونی تا کلمات و جمله هارو  بهتر بفهمی ... بار سوم انگار صدای نگارنده تو گوشت می پیچه و  گویی خودش داره برات  میخونه... بار چهارم از بوی عشق  دست خط نامه مست میشی و بریده بریده و متقاطع می خونی ... بار پنجم دیگه نه چانه ات می لرزه نه بغضی در گلویت می پیچه؛ فقط این اشکه که  امانت نمیده و از پشت شیشه بارون خورده چشمات باید واژه هارو پیدا کنی ... و بعد هرچه بارها و بارها  نوشته های نامه رو می خونی، می بینی  هنوز  برات تازگی داره و تکراری نمیشه..

دیگه نمی دونی باید همچنان برگه های نامه  رو دستت نگه داری و باز هم بخونی یا  اینکه اونو بو کنی و  یا  سطر به سطر بوسه بارون کنی !

مدتها بود اینگونه  شگفت زده و لبریز از شعف نشده بودم... چه  احساس خوبیه  لطافت شوق در دیده و بی اختیار خیس شدن چشمان

 و چه تجربه  شیرینیست  پُر و خالی شدن ته دل از ذوق و مزه مزه کردن طعمش زیر زبان ..

در روزگاری که ایمیل و پیامک و تلفن و دهها ابزار الکترونیکی وسیله ارتباطی  افراد شده  و دیگه از اون دست خط های هُل هُلی ولی سرشار از احساس و صداقت  کمتر خبری هست و پستچی به ندرت درب خونه های مارو می زنه؛ خب معلومه از دریافت  دست نوشته ای  پُرمهر و زلال از عزیزترین شخصی که  فرسنگها با او  فاصله داری حالتی بهت  دست میده که نه میشه وصفش کرد؛ نه میشه در دل نگه داشت  و بازگو نکرد...  

منم نمی دونم چطوری وصف حالمو تعریف کنم ... یادمه با حال بارونی لحظه ای  زُل می زدم به نامه و سکوت میکردم  و لحظه ای بعد دلم میخواست  نفس و فریادم را مثل قاصدکی که صدای ناب احساسی را  لمس کرده  به فضای اطرافم پخش کنم...

من برای ساعتی در نگاه و سکوت غرق  شدم و سپس  از عشق سیراب گشتم. 

واااااااای چه حال خوشی ... چه ساعت دلچسبی...

خواهر مهربان و غریبم ؛ خواهرانه ای که عاشقانه نثارم کردی  حسابی به دلم نشست...

کاش می دانستی چند جای نامه ات با اشک های من خیس شد!!!

مریم هفدهم فروردین ماه  1393

 

/ 3 نظر / 25 بازدید
منصوره

[قلب] خواهر عزیزم متاسفانه گاهی کلمات یاری نمی کنند که هر آنچه که در دل آدمی هست بر روی کاغذ نگاشته شود. گاهی وسعت و عمق احساس انسان نسبت به شخصی اونقدر عظمت دارد که هیچ واژه ای توانایی نشان دادن آن را ندارد. خواهرم من نیز مانند تو که هنگام خواندن نامه از پس چشمان اشکی کلمات را خواندی، چندین بار نامه نوشتم اما در حین نوشتن کاغذها خیس می‌شدند و مجبور می‌شدم از نو بنگارم تا نمناکی چشمانم باعث رنجش و غم تو نشود. از احساس پاک خواهرانه ات نسبت به خودم همیشه و همیشه در زندگی لذت بردم. این تنها شادی بود که با عمق وجودم در سرتاسر زندگی از آن بهره مند گشتم.[قلب]

پریسا

قربون اینهمه مهربونی و زلالی احساست[ماچ]

لیشا

سلام مریم مهربون. چقدر قشنگ می نویسی! موفق باشی گل مهربون --------------------------------------------------------------------- به من هم سر بزن 1 وبلاگ عکس راه انداختم. خوشحال میشم تشریف بیارید جدیدترین عکس هم موضوعات زیر هستند: عکس های بهداد سلیمی و همسرش عکس رهاد مدیری پسر مهران مدیری! عکس های رمانتیک و عاشقانه (سری اول) عکسهای جدید و بانمکی از افسانه پاک رو عکسهایی از مراحل زایمان انسان شهوت ران ترین انسان جهان 1 دختر شناخته شد (عکس 18+) والیبال زنان اروپایی (سری 1) فوتبال زنان اروپایی (سری 1) فوتبال زنان اروپایی (سری 2) لب گرفتن دختر ایرانی از مجسمه!! (14+) ترول های جدید و تصاویر خنده دار (سری 4) بهم لب میدی!؟ معاینه سینه ی دختران جهت پیشگیری از سرطان پستان شخصیت های واقعی ترول اینا هستند!! (حتما ببینید) عکس های جدید ساپورت پوشان! عکس های جراحی سرطان پستان (21+) عکس های کیک تولد دیدنی تزئینـات فانتـزی و فوق العاده زیبـا با گــل رز تندیس مشاهیر ایرانی در مقر سازمان ملل (حتما ببینید!) عجیب ترین عکس های گوگل ارث! (بسیار دیدنی)