فاصله

کاش فاصله ها مثل سیاهی مداد بود تا هنگام دلتنگی آنها را پاک میکردیم

یکسال پیش به دنیا آمد. چه خوش خیال بودم وقتی  تصور می کردم  خیلی راحت از پس نگهداری این نوزاد سرکش بر خواهم  آمد،  او بازیگوش تر ازین حرفا بود. روزها روی شانه ام می نشست، همه جا همراهم بود، دائم در گوشم به زبان خودش زمزمه می کرد  و با من حرف می زد.  شبها با ترفند برایش لالایی می خواندم ..قصه  می گفتم... نوازشش می کردم ... خودم را به خواب می زدم  بلکه او هم بخوابد... اما هنوز ساعتی نگذشته انگشتش را در چشمانم فرو می برد و ساعتها مرا بی خواب میکرد. این نوزاد به ظاهر آرام اما جسور حاصل یک فراق طولانی و زاده  یک جدایی بود.

مثل امروز برای کسی دستِ خداحافظی تکان دادم که همبازی، مونس، امین، رازدار، رفیق و  یار و یاور چهل ساله ام بود. او خواهرم بود...

خواهرم  برای شروع تازه و مرحله جدیدی از زندگی  پرفراز و نشیبش باید به سفر می رفت و اینگونه بعد از چهل سال "فاصله" بین ما به دنیا آمد.

امروز فاصله یکساله می شود . خیلی زود بزرگ شد. خیلی سریع تر از آنچه که فکرش را می کردم. اغلب اوقات از دست شیطنت هایش کم می آورم، خسته می شوم،  شکایت میکنم، غصه میخورم، نَفَسم می گیرد. گاهی هم که آرام می شود دلشوره ای عجیب بر وجودم مستولی میشود ...

برایش جشن تولد نمی گیرم. ترسم از این است که لحظه فوت کردن شمعش آرزو های دور و دراز دیگری در سر داشته باشد و امیدِ مرا خاموش کند...

باز هم صبورانه با شیرینی خاطراتم ازین میهمان ناخوانده پذیرایی می کنم به امید روزی که ...

سه شنبه 26/6/92 - مریم

/ 3 نظر / 11 بازدید
هيئت جوانان سيدالشهدا(ع

سلام دوست عزیز هيئت جوانان سيدالشهدا (ع) ازشما دعوت به بازديد از ,وب سایت خود را مي نمايد . لذا خواهشمند است از وبلاگ هيئت بازديد کرده و نظرات خود را به ما انتقال دهيدو مطالبي اموزنده اسلامي خود را به ما ارسال کنيد تا در وب سایت قرارگيرد بياييد همه به مکتب حسيني یاری برسانیم و لطفا جهت تبليغ دين اسلام ما را لينک کنيد. با تشکر هيئت جوانان سيدالشهدا (ع) قم

منصوره

یقین دارم که این نوزاد هم‌تای دیگری دارد که تمام این یکسال بر بالین من نشسته است. خواهرم، بالینم سرشار از غم و اندوه است و من نیز تنها به این امید ادامه می‌دهم که شاید روزی از روزهای خداوند فرا رسد که نوزاد فراق را با خود به سرزمینی دیگر ببرد و من و تو همچون گذشته ایام دست هایمان را به مهربانی در هم گره زنیم.

پریسا

به امید روزیکه چشم درچشم هم خاطراتتون رو مرور کنید.. به امید ازبین رفتن این فاصله وحس آغوش گرم خواهر