نقاب

دنیای ما پر از دستهایی است که خسته نمی شوند از نگه داشتن نقابها.... 

                          

در روزگار عجیب و غریب امروزی وقتی با افرادی مواجه می شوم که با وضوح تصویر و پیکسل بالا  دورو  و دو چهره هستند بی درنگ بهت زده و متعجب میشوم  و سوالات پی در پی ذهنمو به خودش مشغول می سازد. کمی بعد باخودم میگویم مگه میشه  یه انسان به همین راحتی رنگ عوض کنه؟؟ مگه میشه یه نفر به این آسونی  تغییر موضع بده؟؟مگه چه اتفاق بزرگ و تاثیرگذاری  رخ داده  که  افکار و عقاید یک شخص در عرض مدت زمان کوتاهی زیر و رو بشه؟؟ سرعت طوفان و شدت سونامی که بر  فکر و ذکر این افراد وارد آمده  چند درجه بوده که اینچنین خلق و خوی و گفتار و رفتارشان را به هم ریخته و ویران کرده؟

 بیشتر که دقت میکنم  خودمو قانع میکنم که خب حتما اون شخص از  یک تا هزار  دلیل  برای درستی کار خود متصور بوده  ک به انجام آن مبادرت ورزیده و این منم که خبر ندارم...

اما براستی این القائات و دلایل از کجا  و  چه منبعی از وجود انسانها نشأت می گیرند!!!!

من که نه روان شناسم نه قادرم به درستی  شخصیت این افراد را واکاوی کنم بنابراین حق ندارم بدون شناخت دقیق قضاوت کنم. به همین دلیل برای کسب اطلاعات درست و آشنایی بیشتر با کمی صرف وقت تحقیق کردم و به جمع بندی مختصری رسیدم.

ماحصل تحقیق من این بود که : " اینگونه افراد به  کرامت‌ها و فضیلت‌هایی که خداوند به آنها ارزانی داشته توجه ندارند، بنابراین احساس فقر روحی ‌می‌کنند. به همین دلیل از ترفند دورویی و... استفاده می‌کنند تا  مقبولیت اجتماعی  بیشتری داشته باشند، و در سایه آن به منافع مورد دلخواه خود برسند.
به همین خاطر است که در روایت داریم نفاق انسان ناشی از ذلت و کمبود شخصیتی است که فرد در خود احساس می‌کند. کافیست به بانک احادیث ائمه (س) مراجعه کنیم تا نشانه های بیشتری از زبان آنها بخوانیم.

 هر چهره و زبانی که فرد دورو از خود بروز می‌دهد نشانه ای دارد. بدگویی و  بدزبانی  ریشه  در دشمنی و کینه و حسد دارد و زبان تملق و ستایش، ریشه در طمع و ترس دارد.  این دو حالت و دو زبان متضاد سبب پیدایش نفاق و رشد آن در وجود شخص می شود و چون افراد دورو بخاطر ترس، طمع، حسد، و... از آرامش روحی برخوردار نیستند دائماً با خود در تعارض هستند."

من متوجه شدم که نحوه برخورد و معاشرت با این افراد خیلی حساس و سخته، چون سطح روحشان  بسیار پایین و چهارگوشه دنیای کوچک آنها به هم  نزدیک است. به همین خاطر اول از خدای مهربانم میخواهم که مرا و عزیزانم را از این خصیصه رذیله که خطرناک ترین بیماری اخلاقیست در امان بدارد  و سپس همه کسانی که از روی غفلت و نادانی و یا به هر دلیل دیگر دچار این مرض  ناپسند اخلاقی هستند نجات و شفای خیر دهد.

برای من باورکردنی نیست یه روزی یه جایی یه حرفی رو محکم و مصمم بزنم و براش صد تا قسم بخورم، اما فرداش برخلاف و برعکس اون گفته ام عمل کنم...

 برای من قابل هضم نیست هر روز یک هویت تازه، چه مجازی و چه حقیقی برای خود بسازم و با ابعادش کنار بیایم...

برای من غیر ممکنه اون چیزی که در دل و درونم  نیست با زبان کام و زبان بدن بیان کنم ...

خواه نا خواه با این انسانها در زندگی روبرو خواهم شد، وقتی من ایمان دارم که باور های هر انسانی دنیای او را می سازد پس  با باورهای خودم که مهم ترینش "شاهد بودن خدای بزرگ بر اعمال و گفتارمان است" زندگی می کنم و مطمئنم نبودن در دنیای تاریک و خسیف این اشخاص بزرگترین موهبت و نعمت الهی است.

باور تازه من این است : انسانها تغییر نمی کنند، بلکه  فقط نقاب از چهره برمی دارند...

گاهی دهها نقاب برای یک چهره.... در همین حوالی

مریم - جمعه 23 خردادماه 1393

/ 7 نظر / 37 بازدید
منصوره

بسیار عالی گفتی خواهرم. و چه ساده ایم ما و چه ساده تر زندگی می کنیم که نقاب این افراد را به راحتی نمی بینیم تا زمانی که از گزندشان زخمی شویم. بیا آدم ها را در دنیای خودشان رها کنیم. دنیای کوچکی که همچون سلول انفرادی برای خود ساختند و از هر گوشه دیوارش تنها خودشان را می بیند و بس و برای رسیدن به اهداف شخصی شان از هیچ دروغ و دغلی هم حذر نمی کنند.... بگذار در آرامشی که خداوند به ما هدیه داده باقی بمانیم فارغ از همه این نقاب ها! [گل][قلب]

پریسا

تک تک جمله هاعمیق وتاثیرگذارند..خوشبحالت که به این قشنگی فکرمیکنی..[دست]

پریسا

رای خوب بودن فقط بایدکمی خوب بود کمی مهربان کمی متواضع کمی باگذشت کمی خودراجای دیگران بگذاریم همه چیزبهترمی شود.

کلبه شعر

و این جهان به لانه ماران مانند است و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمیست که همچنان که تو را می بوسند در ذهن خود طناب دار تو را می بافند. فروغ فرخ زاد

علي

متن بسيار زيبايي بود. بازم از اين متنها بنويسيد

مهدی

سلام . وقت بخیر مطلب خوب و مفید و حقیقت تلخی است . گاهی انسانها احساسات لحظه ای خود را بیان می کنند نه اعتقادات و باورها .