درس بندگی

وقتی قرار باشه با خدای خودمون راز و نیازکنیم... مناجات کنیم... حرف بزنیم و خواستهایمان را به درگاهش ببریم هر کس با زبان حال خودش به حضور پروردگار می رود. در این میان برای ارتباط برقرار کردن با خدا ادعیه های گوناگون، نمازهای مختلف، ذکر های بسیار و آداب و کتاب های فراوانی در دست داریم. در این شبها که درهای آسمان باز است و خدای مهربان مثل همیشه با روی گشاده منتظر بندگانش چه میهمان و چه رهگذر، چه سالک و چه عابد ، چه بی گناه و چه گنهکار می باشد چاره ای نیست جز اینکه دست به دامان مولایم علی (ع) شوم و از او یاری بگیرم و با سرانگشتان یدالهی او درب خانه خدا را بزنم...

دعای کمیل درس زیبا سخن گفتن با خداست و برای منی که به خوبی بلد نیستم با خدای خودم چگونه حرف بزنم سطر به سطر این دعا کمکم میکند، اغلب اوقات  وقتی کم می آوردم و نیاز به مددهای آسمانی دارم سراغ مفاتیح الجنان می روم و دعای کمیل را باز می کنم و حس نابی  که از خواندن این دعا به من دست می دهد از همان خط اول بر وجودم حاکم می شود...

این دعای شریف  بنا به روایتی دعای پیامبر زندۀ خدا حضرت خضر(ع) است که به امام علی(ع)  آموخت و همه عارفان  عاشق، و عاشقان عارف این دعا را اشرف دعاها می شمارند. حضرت خضر پیامبرصالحی است که از قبل از زمان حضرت موسی تا زمان حاضر، و ادامهٔ عمرش تا آخر الزمان زنده است و زندگی میکند و از معجزاتش این بود که روی هر زمین خشکی می‌نشست، زمین سبز و خرم می‌گشت و دلیل نامش، خضر(سبز) نیز همین است.

 چند فراز پایانی دعای کمیل  برای  من که نه عارفِ عاشقم نه عاشقِ عارف، شبیه همان معجزه حضرت خضر است... آن جا که می گوید:

وَ مُنَّ عَلَیَّ بِحُسْنِ إِجَابَتِکَ وَ أَقِلْنِی عَثْرَتِی وَ اغْفِرْ زَلَّتِی‏

فَإِنَّکَ قَضَیْتَ عَلَى عِبَادِکَ بِعِبَادَتِکَ وَ أَمَرْتَهُمْ بِدُعَائِکَ وَ ضَمِنْتَ لَهُمُ الْإِجَابَةَ

و بر من منت گذار و دعایم مستجاب فرما و از لغزشم بگذر و خطایم ببخش 

که تو خود به بندگان ‏از لطف دستور عبادت دادى و امر به دعا فرمودى و اجابت را ضمانت کردى

فَإِلَیْکَ یَا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهِی وَ إِلَیْکَ یَا رَبِّ مَدَدْتُ یَدِی‏

فَبِعِزَّتِکَ اسْتَجِبْ لِی دُعَائِی وَ بَلِّغْنِی مُنَایَ وَ لاَ تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِکَ رَجَائِی‏

اینک من به دعا رو بسوى تو آوردم و دست حاجت به درگاه تو دراز کردم 

پس به عزت و جلالت قسم که دعایم مستجاب گردان و مرا به آرزویم  برسان و امیدم را

به فضل و کرمت ناامید مگردان

با این فرازها نور امید دردل تاریکم روشن و زمین خشک وجودم سبز می شود... دلم میخواهد بارها و بارها این جملات را تکرار کنم، چرا که  ازین تکرار امیدوارتر رو به سوی خدا می گویم

یَا سَرِیعَ الرِّضَا اغْفِرْ لِمَنْ لاَ یَمْلِکُ إِلاَّ الدُّعَاءَ

اى که از بندگانت بسیار زود راضى میشوى ببخش بر بنده‏اى که بجز دعا و تضرع به

درگاهت مالک چیزى نیست

خدایا به خاطر این سرسبزی و بالندگی ... بخاطر این فرصت مناجات  ... به خاطر این حس ناب نیایش ...  به خاطر سلاح محکم دعا... که به روح ضعیف من بخشیدی از تو سپاسگزارم.

خدایا در این شبهای عزیز تو را قسم می دهم...

قسم می دهم  به حق علی(ع) آن ابَرمرد تاریخ...  آن عارف کامل... آن عاشق شیفته

مرا هدایت کن تا نه از ترس  جهنم نماز بخوانم  و نه به طمع بهشت عبادت کنم،

کافیست ذره ای شبیه مولایمان  شوم... تنها و تنها تو را برای خودت بندگی کنم...

اللَّهُمَّ إِنِّی أَتَقَرَّبُ إِلَیْکَ بِذِکْرِکَ وَ أَسْتَشْفِعُ بِکَ إِلَى نَفْسِکَ‏

وَ أَسْأَلُکَ بِجُودِکَ أَنْ تُدْنِیَنِی مِنْ قُرْبِکَ وَ أَنْ تُوزِعَنِی شُکْرَکَ وَ أَنْ تُلْهِمَنِی ذِکْرَکَ‏

اى خدا من به یاد تو بسوى تو تقرب مى‏جویم و تو را سوى تو شفیع مى‏آورم 

و از درگاه جود و کرمت مسئلت مى‏کنم که مرا به مقام قرب خود نزدیک سازى و شکر و

سپاست را به من بیاموزى و ذکر و توجه حضرتت را بر من الهام کنى

آمین یا رب العالمین

دعای کمیل,امام علی,عرفان

مریم - جمعه 27 تیرماه 1393

بیستم رمضان 1435

از همه عزیزان التماس دعا دارم.

 

/ 36 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ویولون

√. כَر اطراف خانہ ے مـלּ آלּ کس کہ بہ כیوار فکر مے کنـכ ، آزاכ است ! آלּ کس کہ بہ پنجره .... غمگیـלּ ! و آלּ کس کہ بہ جستجوے آزاכے است ، میاלּ چار כیوارے نشستہ مے ایستـכ .... چنـכ قـכم راه-مے-روכ ! نشستہ .... مے ایستـכ ...چنـכ قـכم راه مے روכ ! نشستہ .... مے ایستـכ .... چنـכ قـכم راه مے روכ ! نشستہ.....مے ایستـכ .... چنـכ قـכم راه مے روכ ! نشستہ .... مے ایستـכ چنـכ قـכم .... حتے تو هم خستہ شـכے از این شعر حالا چہ برسـכ بہ او کہ .... نشستہ مے ایستـכ .... نـــــــہ ! .... افتاכ !

aydin

هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد خداش در همه حال از بلا نگه دارد دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پاي فرشته ات به دو دست دعا نگه دارد سر و زر و دل و جانم فداي آن ياري که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد [گل]

ღصداقت پیشهღ

فریدریش نیچه به آنجا، ‏سرِ رفتن دارم و زین پس، ‏به خویش وفادارم و ‏به سکّانم. دریا فراخ است ‏به نیلگونه می‌زند، کشتی جنوایی[*] ام. ‏ همه چیز نو و نوتر می‌درخشدم ‏نیم‌روز بر زمان و مکان خفته ‏تنها، چشمت، غول‌آسا می‌نگرد مرا و ‏بی‌کرانی را!

یک رهگذر

یوقتهایی فقط میخوای مهر سکوت بزنی به لبات و با چشمات بگی بخون چقدر خستم...

aydin

سلام مرسی مرسی مریم جانم مرسی مادر گلم الهی دستاتو فاطمه زهرا بگیره [گل]

aydin

سلام مرسی مرسی مریم جانم مرسی مادر گلم الهی دستاتو فاطمه زهرا بگیره [گل]

ویولون

فرق نداره کی هستی… چه بالا چه پایین چه لباسی تنته… چه گرون چه ارزون کجا زندگی میکنی… چه بالا شهر چه پایین شهر کجا میخوابی… چه رو تخت چه رو فرش خونت چند متره… چه 1 متر چه 1000متر آخرش هممون میریم توی یه وجب خاک با لباس کفن سفید میخوابیم بچه ها قدر فرصت هامون و بدونیم یادمون نره کی هستیم….ما یه انسانی با یه دوره ی زمانی محــدود برای زندگی قدر این دوره رو بدونیم

نرگس

خداوندا تو می دانی که من/دلواپس فردای خود هستم مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را/مبادا گم کنم اهداف زیبا را مبادا جا بمانم از قطار موهبت هایت/دلم بین امید و ناامیدی می زند پرسه مرا تنها تو نگذاری/که من تنها ترین تنها، انسانم خدا گوید: تو ای زیبا تر از خورشید زیبایم/تو ای والا ترین موجود دنیایم تو ای انسان/بدان همواره این آغوش من باز است شروع کن، یک قدم با تو/تمام گام های مانده اش با من!

مریم

هیچ دانی نازنینم می توانی / راحت اسرار سعادت را بدانی رمز خوشبختی انسان نسیت جز این / مهربانی ، مهربانی ، مهربانی...

سی سیب

خداوند توفیقت بده .وبلاگ بسیار غنی وپر محتوایی دارید.ممنونتم.