خداوند رحمان

 خدایا روزها می گذرد و من در پیچ و خم  جاده های زندگی گیج و مبهوت گام برمی دارم

من در این خستگی تنها به کمک کورسویی از نور امید تو گام بر میدارم

من می دانم که چاره ای جز رفتن نیست و می روم

اما  خدایا بدان تنها به امید تو می روم

پس تنهایم مگذار

میدانم بنده ی غرق گناه توام

اما هیهات از آن دل رحیم تو که مرا تنها بگذارد ...

/ 3 نظر / 10 بازدید
پریسا

خدا در مکان های دو از انتظار به دست افرادی دور از انتظار و در مواقعی تصور ناپذیر معجزات خود را به انجام می رساند. برای آن مهربانِ توانا ، غیرممکن وجود ندارد ... همیشه ، همیشه و همیشه امیدی هست ... "تقدیم به مریم عزیزم.."[گل]

نرگس

گاه می اندیشم .. چندان هم مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم همین مرا بس که کوچه ای باشد و باران و خدایی که زلال تر از باران است ......

منصوره

خدایا هیچ وقت حتی به اندازه ثانیه ای تنها مگذار